خوب

یه جاذبه ای هست به اسم جاذبه ی آسمون
اونایی که نمی خوان رو زمین راه برن
می تونن مثل پرنده ها پرواز که نه!
سعی کنند که بپرند

یه خورده سخته
باید رد شد
از
روی طاقچه ی خونه مادر بزرگ
آره...هیچوقت کابوس قشنگ کودکیمو یادم نمی ره!

اوج گرفت
از
روی شاخه ی درخت نه!
از روی قصه های شبهایی که کودکانه می خوابیدی
و عاشق صبح بودی 
و یه شیطنت دیگه
تا شاید
یه خرابکاریه دیگه
باید بگذری

اصلا تا حالا بال بال زدن اونارو دیدی؟
انگار نه انگار که ما آدمیم!

زمین و آسمون....
نمی دونم
قشنگن؟
چی؟
درخت و پرنده ها؟


نمی خوام زندگی کنم
ولی عاشق زندگیمم

نمی خوام آدم باشم
ولی هستم

نمی خوام وجود داشته باشم
ولی نفس کشیدن و از اولشم بلد بودم!

می خوام کمی از زمین فاصله داشته باشم
تا شاید راه رفتن جدیدی....یاد بگیرم!

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
خط خطی

1-کافیه دستاتو مثل بچه گی ها باز کنی مثل یه هواپیما و بعدش اوج بگیری-همین 2- مواظب راه رفتن جدید باش مثل کلاغه و کبکه نشه موفق باشی

نجمه

خیلی دیر دارم جواب می دم، وایییییی چقدر خوشحالم که بهم سر زدی ، چه خبرا از زندگی؟؟،راه رفتن نو...نگاه نو...زندگی از نو..خیلی وقتها نه اما باور کن گاهی دلتنگم و به یادتم...

مجید

با سلام واقعا خوشحال شدم که یک خانم با شوق فراوان به موسیقی سنتی وارد وبلاگم شد واز پستها استفاده کرد بازم سر بزن خوشحال میشم شما رو با افتخار لینک میکنم